equalise

e·qual·ise/ˈiː.kwə.laɪz/
equalsame in quantity, value, or status-iseto make or cause to become
verb (فعل)commonpast (گذشته): equalisedpast participle (مفعولی): equalised-ing (حال): equalising3rd (سوم): equalises

فعل — برابر کردن

برابر کردنتعادل برقرار کردن

برابر کردن دو یا چند چیز، مخصوصاً در کمیت یا امتیاز.

To make two or more things equal, especially in amount or score.

«تیم در دقیقه آخر گل مساوی زد.»

The team equalised in the last minute.

«تلاش‌هایی برای برابر کردن حقوق‌ها انجام شد.»

Efforts were made to equalise salaries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evenهمسان کردن

رایج. یعنی چیزی را همسطح یا برابر کردن، در امتیاز یا مقدار قابل جایگزین است.

Common. Means making something level or equal, interchangeable in score or amount.

balanceمتعادل کردن

کلی. تأکید بر رساندن به وضعیت برابر دارد، معمولاً به صورت استعاری استفاده می‌شود.

General. Emphasizes bringing to equal status, often used metaphorically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000