equanimity

e·quan·im·i·ty/ˌiːkwəˈnɪmɪti/
equi-equalanimmind, spirit-ityquality or state
noun (اسم)formal

اسم — خونسردی

خونسردیتعادل ذهنی

آرامش و تعادل روحی، به ویژه در شرایط سخت

Calmness and composure, especially in difficult situations

«او بحران را با خونسردی مواجه شد.»

She faced the crisis with equanimity.

«تعادل ذهنی او به آرام شدن تیم کمک کرد.»

His equanimity helped calm the team.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmnessآرامش

رایج. حالت عمومی آرام بودن.

Common. General state of being calm.

composureخونسردی

رسمی. کنترل احساسات.

Formal. Control over one’s emotions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000