equalled

e·qualled/ˈiːkwəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): equalledpast participle (مفعولی): equalled-ing (حال): equaling3rd (سوم): equals

فعل — برابر بود

برابر بودهمسان بود

گذشته فعل equal؛ برابر یا مساوی بودن با چیزی

Past tense of equal: to be the same as or match in value or amount

«امتیاز او با امتیاز او در بازی برابر بود.»

His score equalled hers in the game.

«رکورد جدید سال گذشته برابر شد.»

The new record was equalled last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matchedهمسان بود

رایج. معنی مشابه و قابل جابجایی با equalled در این زمینه.

Common. Similar meaning, interchangeable with 'equalled' in this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000