equalizes

eq·u·al·iz·es/ˈiːkwəlaɪzɪz/
equalsame in quantity, size, degree, or value-izeto make / to cause to be-sthird person singular
verb (فعل)commonpast (گذشته): equalizedpast participle (مفعولی): equalized-ing (حال): equalizing3rd (سوم): equalizes

فعل — مساوی می‌کند

مساوی می‌کندبرابر می‌کندهمسان می‌کند

مساوی می‌کند یا مساوی می‌شود؛ در ورزش، گلی یا امتیازی به ثمر می‌رساند که نتیجه را برابر می‌کند.

Makes or becomes equal; in sports, scores a goal or point that brings the score to an equal level.

«بازیکن با یک ضربه آزاد خیره‌کننده نتیجه را مساوی می‌کند.»

The player equalizes the score with a stunning free-kick.

«این سیستم جدید حجم کاری را بین کارمندان برابر می‌کند.»

This new system equalizes the workload among employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
balancesتعادل برقرار می‌کند

روزمره. 'Balances' نشان‌دهنده متناسب یا پایدار کردن چیزها است، نه صرفاً برابر کردن در تعداد یا امتیاز. زمانی که معنای بازگرداندن تعادل باشد، قابل تعویض است. 'قانون جدید حقوق همه شهروندان را متعادل می‌کند' کاربرد دارد، اما 'بازیکن امتیاز را متعادل می‌کند' اشتباه است.

Everyday. 'Balances' suggests making things proportionate or stable, rather than strictly equal in number or score. It can be interchangeable when the meaning is to restore equilibrium. 'The new law balances the rights of all citizens' works, but 'The player balances the score' is incorrect.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000