equals

e·quals/ˈiːkwəlz/
equalsame in quantity or value-sthird person singular verb / plural noun
1verb (فعل)commonpast (گذشته): equaledpast participle (مفعولی): equaled-ing (حال): equaling3rd (سوم): equals

فعل — برابر بودن

برابر بودنمعادل بودن

در کمیت، اندازه، ارزش یا وضعیت با چیزی برابر بودن.

To be the same in quantity, size, value, or status as.

«دو به اضافه دو می‌شود چهار.»

Two plus two equals four.

«استعداد او با تجربه او برابر است.»

Her talent equals his experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matchesمطابقت دارد

روزمره. به معنای مطابقت یا مناسب بودن است، اغلب در ظاهر یا معیارهای خاص. 'این رنگ با آن رنگ مطابقت دارد' در مقابل 'دو به اضافه دو برابر چهار است'. همیشه برای برابری ریاضی قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Implies correspondence or being suitable, often in appearance or specific criteria. 'This color matches that one' vs. 'Two plus two equals four'. Not always interchangeable for mathematical equivalence.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): equals

اسم — همتایان

همتایانبرابرها

افراد یا چیزهایی که با یکدیگر برابر هستند، به ویژه در وضعیت یا توانایی.

Persons or things that are equal to each other, especially in status or ability.

«آنها با یکدیگر به عنوان برابر رفتار می‌کنند.»

They treat each other as equals.

«تیم از همتایان با استعداد تشکیل شده است.»

The team is composed of talented equals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peersهمتایان

روزمره/رسمی. به افراد هم سن، هم وضعیت یا هم توانایی اشاره دارد. 'Equals' اصطلاحی گسترده‌تر است که می‌تواند برای اشیاء نیز به کار رود. 'او با همتایان خود معاشرت می‌کند' در مقابل 'آنها با یکدیگر به عنوان برابر رفتار می‌کنند'.

Everyday/Formal. Refers to people of the same age, status, or ability. 'Equals' is a broader term that can apply to things as well. 'He socializes with his peers' vs. 'They treat each other as equals'.

counterpartsهمتاها

رسمی. به افراد یا چیزهایی اشاره دارد که موقعیت یا عملکرد مشابهی دارند اما در مکانی یا سیستم متفاوتی. 'وزیر فرانسوی با همتای آلمانی خود دیدار کرد'. خاص‌تر از 'equals'.

Formal. Refers to people or things that have the same position or function but in a different place or system. 'The French minister met his German counterpart'. More specific than 'equals'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000