در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
هنر یا تمرین سوارکاری و مهارتهای اسبسواری
The art or practice of horse riding and horsemanship
«او در مسابقات سوارکاری بسیار موفق بود.»
“She excelled in equitation competitions.”
«سوارکاری نیازمند تعادل و کنترل است.»
“Equitation requires balance and control.”
رایج. مهارت در سواری و کنترل اسب است، معادل معنا.
Common. Skill in riding and managing horses, equivalent in meaning.