equitable

e·qui·ta·ble/ˈekwɪtəbl/
equi-equaltableable to be
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more equitablesuperlative (عالی): most equitable

صفت — عادلانه

عادلانهمنصفانه

عادلانه و منصفانه، به‌ویژه درباره رفتار یا توزیع.

Fair and just, especially in treatment or distribution.

«آن‌ها به توافقی منصفانه رسیدند.»

They reached an equitable agreement.

«رفتار عادلانه در مدارس اهمیت دارد.»

Equitable treatment is important in schools.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fairمنصفانه

رایج است و معنی معمول عدالت یا بی‌طرفی دارد.

Common. Ordinary sense of justice or impartiality.

justعادلانه

رسمی است و با درستی اخلاقی همخوانی دارد.

Formal. Consistent with moral rightness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000