just

/dʒʌst/
1adverb (قید)commontype (نوع): timeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): middle

قید — همین الان

همین الانتازگی

همین الان؛ اخیراً.

A very short time ago; recently.

«من همین الان دیدم او رفت.»

I just saw him leave.

«او تازه کارش را تمام کرده است.»

She has just finished her work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recentlyاخیراً
2adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): middle

قید — دقیقاً

دقیقاًفقط

دقیقاً؛ به طور کامل.

Exactly; precisely.

«این دقیقاً همان چیزی است که نیاز داشتم.»

That's just what I needed.

«او درست به موقع رسید.»

He arrived just in time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exactlyدقیقاً
preciselyبه طور دقیق
3adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more justsuperlative (عالی): most just

صفت — عادلانه

عادلانهمنصفانهحق

مبتنی بر اصول اخلاقی درست و منصفانه رفتار کردن یا بودن.

Based on or behaving according to what is morally right and fair.

«تصمیم عادلانه‌ای بود.»

It was a just decision.

«او یک رهبر عادل است.»

He is a just leader.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fairمنصفانه
equitableعادلانه
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000