در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دیگر روابط دوستانه یا صمیمانهای با کسی نداشتن؛ احساس دوری و بیگانگی نسبت به فردی داشتن.
No longer close or affectionate with someone; having become alienated.
«آنها پس از مشاجره چندین سال است که از هم دور شدهاند.»
“They have been estranged for several years after the argument.”
«از وقتی به خارج رفته احساس بیگانگی نسبت به خانوادهاش دارد.»
“He feels estranged from his family since moving abroad.”
رسمی. میتواند در توصیف دوری عاطفی جایگزین estranged شود؛ مثل "اعضای خانواده بیگانهشده".
Formal. Can often replace 'estranged' when describing emotional distance in relationships; e.g., 'alienated family members' or 'estranged family members'.
روزمره. معمولاً به معنی دور عاطفی یا فیزیکی است اما کمتر شدت دارد؛ در موقعیتهای عادی میتواند جای estranged را بگیرد.
Common. Generally means emotionally or physically far but less intense; can replace 'estranged' in casual contexts but usually less emphasis on conflict.