etang

e·tang/eɪˈtɑːŋ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): etangs

اسم — برکه

برکهدریاچه کوچک

یک دریاچه یا برکه کوچک، به ویژه در فرانسه یا سایر مناطق فرانسوی‌زبان.

A small lake or pond, especially in France or other French-speaking regions.

«ما بعدازظهر را کنار اتانگ گذراندیم و از سکوت لذت بردیم.»

We spent the afternoon by the etang, enjoying the quiet.

«روستا در کنار یک اتانگ زیبا قرار گرفته بود.»

The village was nestled beside a beautiful etang.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pondبرکه

رایج. 'برکه' اصطلاح عمومی انگلیسی برای یک آبگیر کوچک و راکد است که به طور گسترده‌ای درک می‌شود. 'اتانگ' به طور خاص به یک برکه در بافت فرانسوی اشاره دارد. 'ما در برکه ماهی گرفتیم' به طور جهانی درک می‌شود. 'ما در اتانگ ماهی گرفتیم' یک بافت جغرافیایی یا فرهنگی خاص را تداعی می‌کند.

Common. 'Pond' is the general English term for a small body of still water, widely understood. 'Etang' specifically refers to a pond in a French context. 'We fished in the pond' is universally understood. 'We fished in the etang' implies a specific geographical or cultural context.

mereآبگیر

ادبی/کهن. 'مِر' اصطلاحی شاعرانه‌تر یا قدیمی‌تر برای یک دریاچه یا برکه کوچک است که اغلب بزرگتر از یک برکه معمولی اما کوچکتر از یک دریاچه است. کمتر از 'برکه' رایج است. 'آبگیر آرام بود' ادبی به نظر می‌رسد.

Literary/Archaic. 'Mere' is a more poetic or older term for a small lake or pond, often larger than a typical pond but smaller than a lake. Less common than 'pond'. 'The mere was calm' sounds literary.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): etangs

اسم — تالاب شور

تالاب شوربرکه شور

یک برکه نمک یا تالاب، به ویژه آنهایی که با یک باریکه شنی از دریا جدا شده‌اند و در امتداد سواحل مدیترانه فرانسه یافت می‌شوند.

A salt pond or lagoon, especially one separated from the sea by a sandbar, found along the Mediterranean coast of France.

«اتانگ خانه بسیاری از گونه‌های پرندگان مهاجر است.»

The etang is home to many species of migratory birds.

«نمک از این اتانگ‌های ساحلی برداشت می‌شود.»

Salt is harvested from these coastal etangs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lagoonتالاب

رایج. 'تالاب' اصطلاحی رایج برای یک آبگیر کم‌عمق است که توسط یک سد از آبگیر بزرگتر (مانند دریا) جدا شده است. 'اتانگ' اصطلاحی خاص‌تر برای این ویژگی در فرانسه است. 'تالاب گرمسیری شفاف بود' یک عبارت رایج است.

Common. 'Lagoon' is a widely understood term for a shallow body of water separated from a larger body of water (like the sea) by a barrier. 'Etang' is a more specific term for this feature in France. 'The tropical lagoon was clear' is a common phrase.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000