examples

ex·am·ples/ɪɡˈzæmpəlz/
noun (اسم)commonplural (جمع): examples

اسم — نمونه‌ها

نمونه‌هامثال‌ها

نمونه‌ها یا مواردی که چیزی را توضیح یا نشان می‌دهند.

Instances or cases that illustrate or explain something.

«در اینجا چند نمونه از نوشتار خوب آورده شده است.»

Here are some examples of good writing.

«او مثال‌هایی برای توضیح ایده‌اش آورد.»

She gave examples to explain her idea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
instancesموارد

رایج. معنی مشابه؛ example کلی‌تر و شرح‌دهنده‌تر است.

Common. Similar meaning; 'example' is more general and illustrative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000