exerts

ex·erts/ɪɡˈzɜrts/
ex-outertto do, put
verb (فعل)formalpast (گذشته): exertedpast participle (مفعولی): exerted-ing (حال): exerting3rd (سوم): exerts

فعل — اعمال کردن

اعمال کردنبه کار بردن

اعمال کردن یا به کار گرفتن (مثلاً تلاش، تاثیر یا قدرت).

To apply or bring to bear (such as effort, influence, or power).

«او تأثیر زیادی روی تیم می‌گذارد.»

She exerts great influence on the team.

«برای موفقیت باید تلاش کنید.»

You must exert yourself to succeed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appliesاعمال می‌کند

رایج. معنای مشابه در زمینه‌های رسمی.

Common. Similar meaning in formal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000