applies

ap·plies/əˈplaɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): appliedpast participle (مفعولی): applied-ing (حال): applying3rd (سوم): applies

فعل — اعمال کردن

اعمال کردنبه کار بردن

استفاده کردن یا استفاده نمودن از چیزی مانند قاعده، کرم یا تلاش.

To put to use or put on something (like a rule, cream, or effort).

«او روزی دوبار کرم را می‌زند.»

He applies the cream twice daily.

«قاعده جدید برای همه کارکنان اعمال می‌شود.»

The new rule applies to all employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
usesاستفاده می‌کند

رایج. تقریباً مترادف با apply در بسیاری از موارد.

Common. Almost synonymous with apply in many contexts.

employsبه کار می‌برد

رسمی. معمولاً به استفاده روش‌ها یا ابزارها اشاره دارد، نزدیک به معنی.

Formal. Often refers to use of methods or tools, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000