eyeful

eye·ful/ˈaɪfʊl/
eyethe organ of sight-fulfull of
noun (اسم)informal

اسم — مقابل چشم

مقابل چشمنمای زیبا

مقدار زیاد یا چشمگیر که یکجا دیده می‌شود؛ چیزی چشم‌نواز یا شگفت‌انگیز برای دیدن.

A large or impressive amount visible at once; something rich or spectacular to look at.

«او نمای زیبای منظره را دید.»

She got an eyeful of the beautiful scenery.

«ساختمان جدید خیلی چشم‌نواز است.»

The new building is quite an eyeful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sightنما

روزمره. به چیزی که دیده می‌شود اشاره دارد اما تأکید بر کمیت ندارد.

Everyday. Refers to something seen, may lack emphasis on quantity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000