در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چروکهای پوستی که چشمها را میپوشانند و محافظت میکنند.
The folds of skin that cover and protect the eyes.
«پلکهایش هنگام خواب تکان خوردند.»
“Her eyelids fluttered as she slept.”
«پلکهای خستهاش را مالید.»
“He rubbed his tired eyelids.”
قابل تعویض نیستند؛ مژهها موهای روی پلکها هستند.
Not interchangeable; eyelashes are hairs on eyelids.