facer

fac·er/ˈfeɪsər/
facethe front part of the head-erone who performs an action
noun (اسم)formalplural (جمع): facers

اسم — روبرو

روبرومقابلمجری

شخص یا چیزی که روبه‌روی چیزی یا کسی قرار می‌گیرد یا با آن مواجه می‌شود.

A person or thing that faces or confronts something or someone.

«او فرد اصلی در مواجهه با مذاکرات دشوار است.»

He is the key facer in difficult negotiations.

«این مکان برای تازه‌واردها چالش‌برانگیز است.»

The place is a tough facer for newcomers.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000