fairly clear

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fair·ly clear/ˈfɛrli klɪr/
phrase (عبارت)common

عبارت — نسبتاً روشن

نسبتاً روشنتا حدی واضح

تا حد قابل قبولی روشن و آسان برای فهم یا دیدن.

Reasonably easy to understand, see, or recognize.

«دستورالعمل‌ها نسبتاً روشن‌اند.»

The instructions are fairly clear.

«تا حدی روشن شد که چه اتفاقی افتاده است.»

It became fairly clear what happened.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000