فعل — جعلی کرد
جعلی کردوانمود کرد
گذشته فعل fake؛ وانمود کردن که چیزی واقعی یا اصیل است
Past tense of fake: to pretend something is real or genuine
«او برای فرار از مدرسه بیماری را وانمود کرد.»
“She faked illness to skip school.”
«او در طول جلسه لبخند مصنوعی زد.»
“He faked a smile during the meeting.”
تفاوت با واژههای مشابه
pretended— وانمود کرد
رایج. در زمینههای فریب یا نقش بازی کردن قابل جایگزینی است.
Common. Used interchangeably in contexts of deception or acting.