faking

fak·ing/ˈfeɪkɪŋ/
fakenot genuine-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): fakedpast participle (مفعولی): faked-ing (حال): faking3rd (سوم): fakes

فعل — تظاهر کردن

تظاهر کردنجعلی ساختن

شکل حال استمراری fake؛ تظاهر کردن یا به طور دروغین تقلید کردن چیزی.

Present participle of fake; to pretend or imitate something falsely.

«او برای فرار از کار، وانمود به بیماری می‌کرد.»

He was faking illness to skip work.

«او او را در تظاهر به احساساتش گرفت.»

She caught him faking his emotions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pretendingتظاهر کردن

رایج است. معنی مشابه دارد و بسته به بافت اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning, often interchangeable depending on context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000