در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک زاهد یا درویش مسلمان که دارایی کمی دارد و زندگی سادهای دارد.
A Muslim ascetic or mendicant who lives with little or no possessions.
«درویش از دهی به ده سفر میکرد.»
“The faqir wandered from village to village.”
«او به عنوان درویش زندگی میکرد و از دنیای مادی چشمپوشی کرده بود.»
“He lived as a faqir, renouncing worldly goods.”