farcical

far·ci·cal/ˈfɑːrsɪkəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more farcicalsuperlative (عالی): most farcical

صفت — مضحک

مضحکمسخره

آنقدر مضحک یا مسخره که خنده‌دار باشد.

So ridiculous or absurd as to be laughable.

«وضعیت به سرعت مضحک شد.»

The situation became farcical quickly.

«دلیل‌هایشان کاملاً مسخره بودند.»

Their excuses were completely farcical.

تفاوت با واژه‌های مشابه
absurdبی‌معنی

رایج. هر دو بی‌معنی‌اند، 'farcical' اغلب برای طنز یا تئاتر کاربرد دارد.

Common. Both imply ridiculousness; 'farcical' often relates to humor or theatrical absurdity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000