farthing

far·thing/ˈfɑːrθɪŋ/
noun (اسم)archaicplural (جمع): farthings

اسم — سکه ربع پنی قدیمی

سکه ربع پنی قدیمی

سکه قدیمی بریتانیایی به ارزش ربع یک پنی که دیگر استفاده نمی‌شود.

An old British coin worth a quarter of a penny, no longer in use.

«او یک سکه ربع پنی قدیمی در کلکسیون عتیقه پیدا کرد.»

He found a farthing in the antique collection.

«هر پنی قبلا معادل ۲۴۰ ربع پنی بود.»

Pennies used to be worth 240 farthings each.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000