در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سکه قدیمی بریتانیایی به ارزش ربع یک پنی که دیگر استفاده نمیشود.
An old British coin worth a quarter of a penny, no longer in use.
«او یک سکه ربع پنی قدیمی در کلکسیون عتیقه پیدا کرد.»
“He found a farthing in the antique collection.”
«هر پنی قبلا معادل ۲۴۰ ربع پنی بود.»
“Pennies used to be worth 240 farthings each.”