fasciation

fas·ci·a·tion/ˌfæsɪˈeɪʃən/
fasci-bundle, band-ationprocess or result
noun (اسم)technical

اسم — فاسیاسیون

فاسیاسیونکجی ساقه

حالت گیاهی که ساقه‌ها به صورت غیرطبیعی پهن و مسطح می‌شوند.

A botanical condition where plant stems become flattened and broadened abnormally.

«فاسیاسیون باعث شکل‌های غیرعادی ساقه‌ها می‌شود.»

Fasciation causes unusual stem shapes.

«امسال گیاه علائم فاسیاسیون داشت.»

The plant showed signs of fasciation this year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000