fascicle

fas·si·cle/ˈfæsɪkəl/
noun (اسم)technicalplural (جمع): fascicles

اسم — بسته کوچک

بسته کوچکحلقه

بسته‌ای کوچک، به ویژه از برگ‌ها یا رشته‌های عصبی یا عضلانی که کنار هم قرار گرفته‌اند.

A small bundle, especially of leaves, nerve fibers, or muscle fibers arranged closely together.

«برگ‌های گیاه به صورت بسته‌هایی رشد می‌کنند.»

The plant’s leaves grow in fascicles.

«حلقه‌های عصبی پیام‌ها را در سراسر بدن منتقل می‌کنند.»

Nerve fascicles transmit signals throughout the body.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000