faulting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fault·ing/ˈfɔːltɪŋ/
faulta mistake or defect-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): faultedpast participle (مفعولی): faulted-ing (حال): faulting3rd (سوم): faults

فعل — ایراد گرفتن

ایراد گرفتنخطا کردن

ایجاد نقص یا خطا کردن (شکل استمراری فعل fault)

Making faults or causing failures (present participle of 'fault')

«دستگاه هنگام کار کردن مکررا ایراد داشت.»

The machine kept faulting during operation.

«او دارد تیم را به خاطر شکست سرزنش می‌کند.»

He is faulting the team for the failure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
erringاشتباه کردن

رسمی. در تاکید بر اشتباه معادل است.

Formal. Interchangeable when emphasizing making errors.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000