verb (فعل)commonpast (گذشته): erredpast participle (مفعولی): erred-ing (حال): erring3rd (سوم): errs
فعل — اشتباه کردن
اشتباه کردنخطا داشتن
اشتباه کردن یا خطا داشتن
Making a mistake or being wrong
«او در قضاوتش اشتباه میکند.»
“He is erring in his judgment.”
«اشتباه کردن بخشی از یادگیری است.»
“Erring is part of learning.”
تفاوت با واژههای مشابه
mistaking— اشتباه کردن
رایج. اعمال خطا، معانی بسیار نزدیک.
Common. Acts of making errors, very similar meaning.