در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سفری کوتاه برای انجام کار یا وظیفهای کوچک.
A short trip to do a small task or duty.
«برای انجام کاری به مغازه رفتم.»
“I went on an errand to the store.”
«او برای والدینش کارهای کوچک انجام میدهد.»
“She runs errands for her parents.”
روزمره. کاری یا وظیفهای; ممکن است مشابه باشد ولی errand رفتن به جایی را شامل میشود.
Everyday. A piece of work or duty; can be similar but 'errand' implies going out somewhere.