feal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fiːl/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more fealsuperlative (عالی): most feal

صفت — وفادار

وفادارباوفا

(کهن) وفادار و باوفا.

(Rare, archaic) Faithful; loyal.

«او به وعده‌هایش وفادار ماند.»

“He remained feal to his promises.”

«شوالیه به اربابش وفادار بود.»

“The knight was feal to his lord.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
faithful— وفادار

رسمی/کهن. مترادف رایج اما 'feal' نادر و کهنه است.

Formal/archaic. Common synonym but 'feal' is rare and archaic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000