fayed

/feɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): fadedpast participle (مفعولی): faded-ing (حال): fading3rd (سوم): fades

فعل — رنگ‌پریده شد

رنگ‌پریده شدکم رنگ شدکمرنگ شد

گذشته 'fade'؛ به تدریج رنگ، روشنایی یا شدت خود را از دست دادن.

Past tense of 'fade': to gradually lose brightness, color, or strength.

«عکس قدیمی به مرور زمان رنگ‌پریده شد.»

The old photo fayed over time.

«اشتیاقش بعد از ناامیدی کم‌رنگ شد.»

Her enthusiasm fayed after the disappointment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimmedکم‌رنگ شد

رایج. وقتی نور یا رنگ کم شدت می‌شود قابل تعویض با 'faded' است.

Common. Interchangeable with 'faded' when referring to light or color losing intensity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000