fawns
اسم — بچهآهو
بچهآهوها در سال اول زندگیشان.
Young deer in their first year.
«چند بچهآهو مادرشان را به داخل جنگل دنبال کردند.»
“Several fawns followed their mother into the woods.”
«بچهآهوها پوشش خالدار دارند.»
“The fawns have spotted coats.”
متضادها
فعل — تملق میگوید
با تملق یا خدمت بیش از حد، تلاش برای جلب نظر کسی.
To try to gain favor by flattering or serving someone excessively.
«دستیار برای رئیس چاپلوسی میکند.»
“The assistant fawns over the boss.”
«سگ در پای صاحبش خودشیرینی میکند.»
“The dog fawns at his master's feet.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای پیروی از دستور. در حالی که 'fawns' شامل اطاعت است، عنصر اشتیاق بیش از حد برای خوشنود کردن، اغلب برای منافع شخصی را نیز دارد که 'obeys' فاقد آن است.
Common. To comply with an order. While 'fawns' involves compliance, it adds the element of excessive eagerness to please, often for personal gain, which 'obeys' does not.