favours
اسم — لطف
عمل مهربانی یا کمکی که به کسی انجام میدهند.
An act of kindness or a helpful gesture towards someone.
«میتوانی لطفاً نمک را برایم بدهی؟»
“Can you do me a favour and pass the salt?”
«او از او خواهش کرد که ماشینش را قرض بدهد.»
“She asked for a favour to borrow his car.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمول. در زمینه اعمال مهربانانه جایگزین است: «او با کمک مهربانی کرد.»
Common. Interchangeable in contexts of benevolent actions: 'She showed kindness by helping.'
معمول. معنای مشابه ولی بیشتر کمک را نشان میدهد تا حسن نیت کلی.
Common. Similar meaning but emphasizes assistance more than general goodwill.
متضادها
فعل — پسندیدن
موافقت یا حمایت کردن از کسی یا چیزی.
To show approval or support for someone or something.
«کمیته از پیشنهاد جدید حمایت میکند.»
“The committee favours the new proposal.”
«او هنر مدرن را نسبت به کلاسیک ترجیح میدهد.»
“She favours modern art over classical.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمول. برای بیان تمایل به چیزی بیشتر است، که با favoring همپوشانی دارد.
Common. Used to indicate liking one thing over another, which can overlap with favoring in preferences.
معمول. تأکید بر حمایت یا تأیید کسی یا چیزی دارد.
Common. Emphasizes backing or endorsing a person or idea.