fawned

/fɔːnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): fawnedpast participle (مفعولی): fawned-ing (حال): fawning3rd (سوم): fawns

فعل — چاپلوسی کردن

چاپلوسی کردنخودنمایی کردن

با محبت یا چاپلوسی رفتار کردن برای جلب توجه (گذشته فعل fawn)

Behaved affectionately or flatteringly to gain favor (past tense of 'fawn')

«او برای رئیس جدید چاپلوسی کرد.»

He fawned over the new boss.

«او به مشتریان پولدارش با محبت رفتار کرد.»

She fawned on her wealthy clients.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flatteredتعریف کردن

رسمی. هنگام توصیف تعریف کردن جایگزین است.

Formal. Can replace 'fawned' when describing flattering behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000