faxed

/fæksd/
faxto send by facsimile-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): faxedpast participle (مفعولی): faxed-ing (حال): faxing3rd (سوم): faxes

فعل — فکس کرد

فکس کردارسال کرد (از طریق فکس)

گذشته فعل fax: ارسال مدارک به صورت الکترونیکی از طریق خط تلفن.

Past tense of 'fax': to send a document electronically over a telephone line.

«او قرارداد را دیروز فکس کرد.»

She faxed the contract yesterday.

«مدارک به دفتر فکس شدند.»

The documents were faxed to the office.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sentارسال کرد

رایج. اصطلاح کلی که روش ارسال را مشخص نمی‌کند.

Common. General term, may not specify method of sending.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000