federally

fed·er·al·ly/ˈfɛdərəli/
feder-union, league-alrelating to-lyin manner of
adverb (قید)common

قید — به طور فدرال

به طور فدرالبه صورت دولتی

به شکلی مربوط به دولت یا نظام فدرال.

In a manner relating to a federal government or system.

«این قانون به طور فدرال در همه ایالت‌ها اجرا می‌شود.»

The law is federally enforced across all states.

«برنامه‌های‌ تامین شده به صورت فدرال از آموزش حمایت می‌کنند.»

Federally funded programs support education.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nationallyملی

روزمره. دلالت بر کل کشور دارد، گاهی مشابه فدرال اما معمولاً در سطح ملی است.

Everyday. Refers to the whole nation, sometimes overlapping with federal but usually means something at country level.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000