feeler

feel·er/ˈfiːlər/
feelto sense or touch-erone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): feelers

اسم — حسگرلمسی

حسگرلمسیشاخک

عضو لمسی یا زائده‌ای که حیوانات برای حس کردن محیط استفاده می‌کنند، مثل شاخک یا سبیل.

A tactile organ or appendage used by animals to sense their environment, like antennae or whiskers.

«حشره با شاخک‌هایش دنبال غذا می‌گشت.»

The insect used its feelers to find food.

«سبیل‌های گربه مانند شاخک عمل می‌کنند.»

Cat's whiskers act like feelers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000