feinting

feint·ing/ˈfeɪntɪŋ/
feinta deceptive movement-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): feintedpast participle (مفعولی): feinted-ing (حال): feinting3rd (سوم): feints

فعل — حرکت فریبنده

حرکت فریبندهحیل‌زدن

انجام حرکت فریبنده برای گمراه‌کردن حریف (شکل استمراری feint)

Making a deceptive or pretend movement to trick an opponent (present participle of feint)

«بوکسور برای گمراه کردن حریفش حرکت فریبنده انجام می‌داد.»

The boxer was feinting to confuse his opponent.

«او مدام حیل می‌زد تا حواسش را پرت کند.»

She kept feinting to distract him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceivingفریب دادن

متداول. معنای مشابه در مبارزه یا بازی.

Common. Similar meaning in combat or games.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000