fenny

fen·ny/ˈfɛn.i/
fenmarsh or wetland-nycharacteristic of
adjective (صفت)formal

صفت — مردابی

مردابیباتلاقی

مرتبط با باتلاق یا شبیه باتلاق؛ مردابی.

Pertaining to or resembling a fen; marshy.

«بعد از باران زمین باتلاقی شد.»

The field was fenny after the rain.

«منطقه‌های مردابی میزبان حیات وحش متنوعی هستند.»

Fenny areas support diverse wildlife.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marshyمردابی

متداول. معنایی بسیار نزدیک، هر دو به زمین‌های خیس و باتلاقی اشاره دارند.

Common. Very close in meaning, both describe wet, swampy land.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000