fends

/fɛndz/
fendto ward off or defend-sthird person singular present tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): fendedpast participle (مفعولی): fended-ing (حال): fending3rd (سوم): fends

فعل — دفاع کردن

دفاع کردنمحافظت کردن

خود را محافظت کردن یا از خطر یا حمله جلوگیری کردن.

To defend oneself or protect from harm or attack.

«او از سگ پرخاشگر دوری می‌کند.»

She fends off the aggressive dog.

«بعد از بیرون رفتن، خودش مراقب خود است.»

He fends for himself after moving out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defendدفاع کردن

رایج. در زمینه محافظت از خود یا دیگران قابل جایگزینی است؛ 'او از خانواده‌اش دفاع می‌کند' تقریبا همان معنی 'او از آنها محافظت می‌کند' را دارد.

Common. Interchangeable in contexts of protecting oneself or others; 'He defends his family' means essentially the same as 'He fends them off'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000