fertilised

fer·til·ised/ˈfɜːrtəlaɪzd/
adjective (صفت)common

صفت — بارور شده

بارور شدهلقاح یافته

بارور شده؛ دریافت اسپرم و آغاز فرایند رشد را داشته باشد.

Having been fertilized; having received and developed from a male gamete.

«تخمک بارور شده شروع به تقسیم کرد.»

The fertilised egg began to divide.

«دانه‌های بارور شده سریع‌تر رشد می‌کنند.»

Fertilised seeds grow faster.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000