fesse

/fɛs/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): fesses

اسم — فِس

فِسنوار افقی (نشان‌شناسی)

در نشان‌شناسی، یک نوار یا خط افقی پهن که از وسط سپر می‌گذرد.

In heraldry, a broad horizontal band or stripe across the middle of a shield.

«سپر شوالیه یک فس قرمز بر زمینه نقره‌ای داشت.»

The knight's shield bore a fesse gules on a field argent.

«فس یکی از نشان‌های افتخاری در نشان‌شناسی است.»

A fesse is one of the honorable ordinaries in heraldry.

2verb (فعل)archaicpast (گذشته): fessedpast participle (مفعولی): fessed-ing (حال): fessing3rd (سوم): fesses

فعل — اقرار کردن

اقرار کردناعتراف کردن

(منسوخ، نادر) اقرار کردن یا اعتراف کردن.

(Obsolete, rare) To confess or acknowledge.

«آنها پس از بازجویی طولانی به جنایات خود اعتراف کردند.»

They did fesse their crimes after long interrogation.

«من به اشتباه خود اقرار می‌کنم.»

I fesse to my fault.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confessاعتراف کردن

منسوخ. مستقیماً برای معنای اعتراف به گناه یا حقیقت قابل تعویض است. این کلمه معادل مدرن «فس» منسوخ در این معنا است. مثال: «او به گناهانش اعتراف کرد» (منسوخ) در مقابل «او به گناهانش اعتراف کرد» (مدرن).

Archaic. Directly interchangeable for the meaning of admitting guilt or truth. This word is the modern equivalent of the obsolete 'fesse' in this sense. Example: 'He did fesse his sins' (archaic) vs. 'He did confess his sins' (modern).

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000