fevered

fev·ered/ˈfiːvərd/
feverelevated body temperature-edpast participle / adjective form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more feveredsuperlative (عالی): most fevered

صفت — هیجان‌زده

هیجان‌زدهتب‌آلود

نمایانگر هیجان و فعالیت شدید.

Showing intense and excited emotion or activity.

«هجوم هیجان‌زده‌ای برای خرید بلیت وجود داشت.»

There was a fevered rush to buy tickets.

«او با لحنی هیجان‌زده صحبت کرد.»

She spoke in a fevered tone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frenziedدیوانه‌وار

متداول. فعالیت خیلی هیجان‌زده یا کنترل‌نشده را توصیف می‌کند، مشابه fevered.

Common. Describes highly excited or uncontrolled activity, similar to fevered.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000