fibrinous

fi·bri·nous/ˈfaɪbrɪnəs/
fibrina fibrous protein in blood-ousfull of / possessing
adjective (صفت)technical

صفت — فیبرینی

فیبرینیحاوی فیبرین

حاوی یا مرتبط با فیبرین، پروتئینی که در لخته شدن خون نقش دارد

Containing or relating to fibrin, a protein involved in blood clotting

«زخم ترشح فیبرینی داشت.»

The wound had a fibrinous exudate.

«بافت فیبرینی در طول بهبودی تشکیل می‌شود.»

Fibrinous tissue forms during healing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fibrousفیبری

رایج. اصطلاح کلی برای ساختار شبیه الیاف؛ فیبرینی مخصوص محتوی فیبرین در بافت‌ها است.

Common. General term for fiber-like structure; fibrinous is specific to fibrin content in tissues.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000