در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حاوی یا مرتبط با فیبرین، پروتئینی که در لخته شدن خون نقش دارد
Containing or relating to fibrin, a protein involved in blood clotting
«زخم ترشح فیبرینی داشت.»
“The wound had a fibrinous exudate.”
«بافت فیبرینی در طول بهبودی تشکیل میشود.»
“Fibrinous tissue forms during healing.”
رایج. اصطلاح کلی برای ساختار شبیه الیاف؛ فیبرینی مخصوص محتوی فیبرین در بافتها است.
Common. General term for fiber-like structure; fibrinous is specific to fibrin content in tissues.