fibrous

fib·rous/ˈfaɪbrəs/
fiberthread or filament-ouscharacterized by
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more fibroussuperlative (عالی): most fibrous

صفت — الیافی

الیافیرشته‌ای

ساخته شده از یا حاوی الیاف؛ دارای بافت یا ظاهر رشته‌ای شکل.

Made of or containing fibers; threadlike in texture or appearance.

«بافت‌های الیافی عضلات را به استخوان‌ها متصل می‌کنند.»

Fibrous tissues connect muscles to bones.

«میوه دارای بافتی الیافی است.»

The fruit has a fibrous texture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
texturedبافت‌دار

رایج. کیفیت سطح را توصیف می‌کند؛ کلی‌تر از fibrous است.

Common. Describes surface quality; broader than fibrous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000