در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رویداد یا شخصیتی واقعی را به صورت یک داستان یا اثر تخیلی درآوردن.
To make into a work of fiction; to treat (a real event or person) as the subject of fiction.
«نویسنده تصمیم گرفت تجربیات خودش را برای رمان داستانی کند.»
“The author decided to fictionalize her own experiences for the novel.”
«هالیوود اغلب رویدادهای تاریخی را برای سرگرمی داستانی میکند.»
“Hollywood often fictionalizes historical events for entertainment.”
رایج. داستان، رویداد یا موقعیتی را به شکلی نمایشی ارائه دادن، اغلب با اغراق در عناصر برای تأثیرگذاری. شبیه به «fictionalize» در خلق یک روایت است، اما «dramatize» بیشتر بر احساسات و تعارضات شدید تمرکز دارد، در حالی که «fictionalize» بر اختراع عناصر تأکید میکند. مثال: «گزارش خبری وضعیت را نمایشی کرد» در مقابل «رمان زندگی اولیه او را داستانی کرد.»
Common. To present a story, event, or situation in a dramatic way, often exaggerating elements for effect. It's similar to 'fictionalize' in creating a narrative, but 'dramatize' focuses more on heightened emotion and conflict, while 'fictionalize' emphasizes inventing elements. 'The news report dramatized the situation' vs. 'The novel fictionalized her early life.'