fidding

fid·ding/ˈfɪdɪŋ/
fida tapered tool for splicing rope-dingverb form indicating action
verb (فعل)technicalpast (گذشته): fiddedpast participle (مفعولی): fidded-ing (حال): fidding3rd (سوم): fiddes

فعل — فیدن طناب

فیدن طنابپیچاندن طناب با ابزار

عمل استفاده از ابزار مخصوص برای به هم پیوستن یا دستکاری طناب در کارهای دریایی.

The act of using a fid to splice or manipulate rope or lines in nautical contexts.

«او در عرشه مشغول بستن طناب‌ها بود.»

He was fidding the ropes on deck.

«فیدن نیاز به مهارت و صبر دارد.»

Fidding requires skill and patience.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000