fifty

fif·ty/ˈfɪfti/
1noun (اسم)commonplural (جمع): fifties

اسم — پنجاه

پنجاه

عدد پنجاه، حاصل ضرب پنج در ده؛ یکی بیشتر از چهل و نه.

The number equivalent to the product of five and ten; one more than forty-nine; 50.

«او ماه گذشته پنجاه ساله شد.»

She turned fifty last month.

«پنجاه درصد دانش‌آموزان امتحان را قبول شدند.»

Fifty percent of the students passed the exam.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fiftysuperlative (عالی): most fifty

صفت — پنجاه

پنجاهپنجاه‌تایی

معادل عدد پنجاه.

Equivalent to fifty.

«پنجاه ایالت در آمریکا وجود دارد.»

There are fifty states in the USA.

«او پنجاه نسخه از کتاب را سفارش داد.»

He ordered fifty copies of the book.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000