در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بعد از چهارم در ترتیب قرار گرفتن؛ تشکیلدهنده عدد پنج در یک توالی.
Coming after fourth in order; constituting number five in a sequence.
«او در جایگاه پنجم قرار گرفت.»
“He finished in fifth place.”
«این پنجمین فنجان قهوه من امروز است.»
“This is my fifth cup of coffee today.”
شخص یا چیزی که در یک توالی شماره پنج است.
The person or thing that is number five in a sequence.
«او یک پنجم پای را برداشت.»
“She took a fifth of the pie.”
«او پنجمین نفری بود که رسید.»
“He was the fifth to arrive.”
روزمره. به یکی از چهار بخش مساوی اشاره دارد. اگرچه مستقیماً مترادف 'fifth' نیست، اما مفهوم مشابهی از یک کسر یا تقسیم یک کل را نشان میدهد.
Everyday. Refers to one of four equal parts. While not directly a synonym for 'fifth', it represents a similar concept of a fraction or division of a whole. 'A quarter of an hour' vs. 'a fifth of the profits'.