filling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fill·ing/ˈfɪlɪŋ/
fillto make full-ingaction or result of a verb
1noun (اسم)commonplural (جمع): fillings

اسم — پرکردن (دندان)

پرکردن (دندان)ماده پرکننده

ماده‌ای که برای پر کردن یک حفره یا سوراخ به کار می‌رود، به ویژه در دندان یا غذا.

A substance used to fill a cavity or hole, especially in teeth or food.

«دندانپزشک پرکردن جدیدی در دندانم انجام داد.»

The dentist put a new filling in my tooth.

«این پای پرشده با سیب خوشمزه است.»

This pie has a delicious apple filling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stuffingپرکننده

رایج در آشپزی برای خوراکی‌ها؛ وقتی در مورد غذا است قابل جایگزینی است اما برای دندان نه.

Common in cooking for food items; interchangeable when referring to food but not dental fillings.

plugپلاگ، مسدودکننده

بیشتر برای پرکردن دندان یا مکانیکی استفاده می‌شود؛ مشابه است ولی همیشه قابل جایگزینی نیست.

Used mainly for dental or mechanical fillings; similar but not always interchangeable.

2verb (فعل)common

فعل — در حال پر کردن

در حال پر کردنپر کردن

صورت فعل حال استمراری فعل fill: پر کردن یا پر شدن.

Present participle of 'fill': to make or become full.

«او در حال پر کردن لیوان با آب است.»

She is filling the glass with water.

«مخزن به آرامی در حال پر شدن است.»

The tank is filling slowly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loadingبارگیری

معمولاً به قرار دادن محتویات در ظرف اشاره دارد؛ تا حدی در معنی پر کردن فضا قابل جایگزینی است.

Usually refers to putting contents into containers; somewhat interchangeable in context of filling space.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000