verb (فعل)commonpast (گذشته): finedpast participle (مفعولی): fined-ing (حال): fining3rd (سوم): fines
فعل — جریمه شدن
جریمه شدنجریمه کردن
جریمه نقدی بر کسی به عنوان مجازات وضع کردن.
To impose a monetary penalty on someone as punishment.
«او به خاطر سرعت غیرمجاز جریمه شد.»
“He was fined for speeding.”
«شرکت به شدت جریمه شد.»
“The company was fined heavily.”
تفاوت با واژههای مشابه
penalize— مجازات کردن
رسمی. واژه کلی برای مجازات، از جمله جریمه.
Formal. General term for punishing, including fines.