finger-fed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fin·ger-fed/ˈfɪŋɡər fɛd/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more finger-fedsuperlative (عالی): most finger-fed

صفت — با دست غذا داده‌شده

با دست غذا داده‌شدهدستی غذاخورده

با دست و انگشت غذا داده‌شده، به‌ویژه بدون استفاده از قاشق یا ابزار.

Fed by hand with the fingers, especially instead of using utensils.

«به نوزادی که با دست غذا می‌خورد، تکه‌های کوچک میوه دادند.»

The finger-fed baby accepted small pieces of fruit.

«پس از آسیب‌دیدگی، به پرنده با دست غذا دادند.»

The bird was finger-fed after its injury.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000